همیشه فاصله ای هست

مرموز،

میان رسیدن موج تا ساحل

میان اولین سقوط از ارتفاع یک برج صد طبقه تا آخرین نگاه بر سنگفرش سخت یک خیابان

میان زمزمه های نامفهوم دو لب تا فوت کردن قاصدکی در باد

و شور گام هایی بلند در پی یک پروانه تا شوق رها کردن آن از میان انگشتان

همیشه فاصله ای هست

میان نگاهی ممتد بر انسداد تمام جاده های خاکستری

میان تپیدن یک دل و تلاقی دو نگاه

همیشه فاصله ای هست

آه، همیشه فاصله ای هست

و زندگی شاید

درک همین فاصله هاست.